صفحه اصلی  تماس با ما  درباره 
1389/6/18 امکانات وابسته به دفتر آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (دام ظله)
فهرست واره موضوعی | کتابسرا | مقالات | نقد شبهات | پرسش و پاسخ | دانشوران | ره یافتگان | دیدگاه | همایش ها | معرفی کتاب |
ارسال به دوستان
ارسال اشکال
برگزیدن
چاپ
جستجو
جستجو

دامنه جستجو


آسيب شناسی كتب مهدویت
بازدید : 467
تاریخ درج : 1388/6/25
سخنرانان : استاد سلیمیان
تاریخ برگزاری : 28/7/1382
مرکز برگزار کننده : معاونت پژوهش مدرسه عالی امام خمینی(ره)

تازه ترین همایش ها

پربیننده ترین همایش ها
فهرست موضوعی همایش ها :: كتابشناسی :: نقد كتاب :: آسيب شناسی كتب مهدویت
 

آسيب شناسی كتب مهدویت

معاونت پژوهش مدرسه عالی امام خمینی(ره) با همكاری گروه تاریخ اسلام نشستی را در تاریخ 28/7/1382 برگزار كرد.

دكتر نعمت اللّه صفری(مجری علمی نشست)

بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا، خدمت استادان و طلاب عزیز خیرمقدم عرض مى‏كنم. تشكر مى‏كنم از واحد پژوهش كه در برگزارى این جلسه همكارى كردند. در ابتدا، مقدمه كوتاهى عرض مى‏كنم.

شیعه عقایدى دارد كه مى‏تواند آنها را با منابع صحیح اثبات كند؛ عقایدى مثل رجعت، بداء، مهدویت و عصمت ائمه. یكى از علما نقل مى‏كرد من شیعه شدم، اما با استفاده از منابع اهل‏سنت، قبل از این كه این عقاید در شیعه نهادینه شود. اما بعد از آن كه این عقاید در شیعه نهادینه شد، متأسّفانه عده‏اى در قالب دشمن یا دوست، دیدند مى‏شود از این عقاید محرّف به خوبى در جهت اهداف شومشان بهره‏بردارى كنند؛ آنان این عقاید تحریف شده را به عنوان عقاید شیعه به جهان اسلام عرضه كردند. مهدویت هم یكى از آن عقاید است. ما مى‏توانیم مهدویت را با روایات پیامبراكرم(ص) و آیات قرآن استفاده كنیم. در طول تاریخ مى‏بینیم در اصل مهدویت و در شاخه و برگ‏هاى آن چیزهایى به آن بسته‏اند كه مذهب تشیع اصیل از آن بیزار است. بعضى از شاخه‏ها به گونه‏اى شده كه اگر خدمت امام معصوم(ع) ببرند، نفى مى‏كند كه این حرف تشیع باشد. مهدویت در این‏جا جایگاه ویژه‏اى دارد و بسیار مورد سوءاستفاده واقع شده است. مستشرقان، اهل‏سنت و وهابى‏ها همین‏ها را گرفته‏اند و به عنوان شیعه معرفى كردهاند.

در اینترنت، شبهات فراوانى درباره مهدویت مطرح شده كه بسیارى از آنها به مهدویت تحریف شده بر مى‏گردد. جناب استاد سلیمیان مدتى است كه در موسسه فرهنگی انتظار نور، مشغول تحقیق درباره مهدویت هستند و اخیراً كتاب «آسیب‏شناسى كتب مهدویت» را تألیف كرده‏اند. از ایشان میخواهم درباره اثرشان و نیز موضوع بحث، مطالبی را به استحضار شما برسانند.

استاد سلیمیان 1

بسم اللّه الرحمن الرحیم. خداوند را سپاسگزارم از این كه توفیق داد در محضر شما بزرگواران ، به ویژه استادان، بالأخص جناب استاد صفرى، چند دقیقه‏اى در مورد یكى از مهم‏ترین موضوعات مربوط به مباحث شیعى در خدمت شما باشم.

براى ورود به بحث، به مقدمه‏اى اشاره مى‏كنم. امروزه بحث مهدویت به دلایلى جایگاه ویژه‏اى دارد. امروزه به دنبال یك سابقه تهاجم عظیمی كه بر مبانى اعتقادى شیعه از طرف دشمنان وارد مى‏شود، به خاطر گسترش وسایل ارتباط جمعى، این شبیخون شكل دیگرى به خودش گرفته است. یعنى اگر در زمانى منحصراً القاء شبهه از طرف بیان و نوشتار بود، امروزه با یك ارسال پیام به پیام‏گیرهاى فراوان در سطح دنیا مى‏شود یك شبهه را به راحتی به تعداد میلیون‏ها تكثیر كرد. دشمنان از این فرصت استفاده كرده‏اند و مباحث اصیل شیعه و مهم‏تر از همه آن‏ها، یعنی بحث مهدویت، را مورد هجوم قرار داده‏اند. این مى‏طلبد كه ما نسبت به این مسئله توجه بیش‏تر و ویژهای داشته باشیم.

نكته دوم كه ضرورت بحث مهدویت را دو چندان مى‏كند، این است كه در سال‏هاى اخیر در جوامع شیعى، به خصوص در ایران، نسبت به بحث مهدویت اقبال عمومى چشمگیرى ملاحظه مى‏شود. یعنی در هیچ بخش از تاریخ نخواهید یافت كه این گونه مردم به بحث مهدویت توجه عام داشته باشند. جمعیت میلیونى كه از حجم و ظرفیت بسیار بالایى برخوردار است به عنوان جشن‏هاى نیمه شعبان در مسجد جمكران و احیاناً مراكز دیگر تجمع مى‏كنند كه در تاریخ شیعه مانند ندارد. آمار زایرین مسجد جمكران برابر زائرین ثامن‏الحجج(ع) است. این رقم بسیار بالاست. یعنى در طول سال همان‏مقدار از مسجد مقدس جمكران استقبال و به آن توجه مى‏شود كه از امام رضا(ع) مى‏شود؛ این به نوعی بیانگر اقبال عمومى مردم نسبت به بحث مهدویت است.

سومین نكته این است كه پدیده جهانى‏سازى كه تحت عنوان جهانى شدن مطرح است، تنها ایده‏اى كه در مقابل آن قد علَم كرده و با یك پیشینه بیش از هزارساله در مقابل آن قرار گرفته اعتقاد به بحث مهدویت است. یعنى تنها اعتقادى كه جهانى سازی و جهانی شدن را به چالش گرفته، اعتقاد به مهدویت است و هیچ اعتقادى، هم مانند آن این ظرفیت را ندارد كه با بیان زوایاى یك حكومت جهانى با این ادعا مقابله كند، یعنی تنها ایده‏اى كه مى‏تواند در مقابل جهانى‏سازى قد علم كند، اعتقاد به مهدویت است. ترس دشمنان نیز به همین دلیل است. بنابراین ، توجه به بحث مهدویت از این سه منظر كه عرض كردم دارای اهمیت است.

همه این‏ها مى‏طلبد كه نسبت به این مبحث، یك نگاه نویى داشته باشیم. متأسفانه در طول تاریخ ما به خلاف بسیارى از موضوعات كه نگاه به آنها، استدلالى بوده، نسبت به مسایل اعتقادى به‏طور عام و نسبت به مباحث مهدویت به طور خاص، نگاه، نگاه استدلالى آن‏چنانى نبوده است. در ابتداى بسیارى از كتاب‏ها نوشته شده است: به جهت این كه من در زمره مؤلفین كتاب مهدویت باشم، دست به قلم بردم؛ در حالى كه ابتداى كتاب اصولى هرگز چنین جمله‏اى نمى‏بینید، بلكه نوشته شده است براى تبیین زوایاى مباحث اصولى به نگارش این كتاب پرداختم. در مباحث مهدویت چنین آفتى دامن‏گیر است. متأسفانه این باعث مى‏شود سطح نگرش جامعه نسبت به این بحث مهم اعتقادى، آهسته آهسته از عمق به سطح بیاید و این بسیار خطرناك است. به این نحو كه الآن نسبت به تدوین كتاب‏هاى مهدویت و طرح مباحث مهدویت پیش مى‏رویم، به زودى با یك سرخوردگى از طرف جامعه نسبت به این بحث مواجه خواهیم شد. این بسیار خطرناك است. یعنى اقبال عمومى وجود دارد و توجه مردم نسبت به بحث جلب شده، اما ما نمى‏توانیم این توجه ، اقبال و مقبولات مردم را به معقولات ومنقولات مستدل كنیم. این آفت بزرگى است. تقاضا و عرضه فراوان است، اما عرضه‏اى كه این‏ها را قانع و دلشان را محكم كند، كم است و این مى‏طلبد نسبت به این بحث توجه ویژهای داشته باشیم.

در نشست تل اویو كه تمام افكار دشمنان ما در آنجا جمع مى‏شود، گفته میشود شیعه وابسته به دو نهضت است:

۱ . نهضت سرخ؛ 2

2 . نهضت سبز. 3

متأسفانه در كنار این سرمایه‏گذارى كه دشمن مى‏كند و از طریق رسانه‏ها، به ویژه اینترنت، مغز جوانان شیعه را شست و شو مى‏دهند، كارى كه تا الآن ما انجام داده‏ایم، خیلى فشرده عرض مى‏كنم. در موسسه فرهنگى انتظار نور كه حدود ۴ سال است اظهار ارادت به حضرت مهدى(عج) داریم، در ابتدا براى شناسایى وضع موجود مهدویت اقدام كردیم. فعالیت ما در دو فاز متفاوت است: یك فاز سؤالاتى است كه از طرف اقشار مختلف مردم به مراكز پاسخگویى به سؤالات ارسال شده است. در شهر مقدس قم مراكزى هستند كه سؤالات از اقصى نقاط ایران به این مراكز فرستاده مى‏شود. این‏ مراكز گروه‏ها و كارشناسانى دارند كه سؤالات را بررسى و پاسخ مى‏دهند. با مراجعه به حدود ۲۰ مركز، از بین 300/000 پرسش ارسال شده، حدود ۲۰۰/۹ پرسش درباره مهدویت یافتیم. یعنى حدود یك سیام پرسش‏هاى جامعه در ۲۵ سال گذشته درباره بحث مهدویت بوده است. در حالى كه این مراكز عهده‏دار پاسخگویى به مسایل سیاسى، فقهى و...بوده‏اند. این‏ها را در فرم‏هاى مخصوصى با تمام اطلاعاتى كه در ضمن این سؤالات بود قرار دادیم. متأسفانه نوع سؤالات، سؤال‏هایى نبوده كه برای بحث مهدویت كارگشا، مفید و كلیدی بوده باشد، و این یك بلای رایج است. وقتى جلسه پرسش و پاسخ مى‏گذارید این سؤال را مى‏پرسند كه امام زمان(عج) ازدواج كرده است یا نه؟ وقتى این بلا را سر مردم آوردیم كه ذهنشان را با این سؤالات پر كردیم و معرفت راستین حضرت مهدى را از آن‏ها دریغ داشتیم، آنوقت در بالاترین سطح جلسات پرسش و پاسخ، سؤالاتى مى‏كنند كه نه تنها براى بحث مهدویت مفید نیست، بلكه ذهن‏ها را هم مخدوش و دچار مشكل مى‏كند.

در بخش‏كتاب‏هاى موجود مهدویت، فارغ از مثبت یا منفى بودن آن ها ، تمام كتاب‏هاى قابل دسترسى را به محققین دادیم كه تمام شبهات و سؤالاتى را كه در این كتاب‏ها بود در فرم‏هاى مخصوصى پیاده كردند. 4 ما خلاصه جواب را همانجا آورده‏ایم. كتابهای اهل سنّت نیز عمدتاًً القاء شبهه بوده ، نه سؤال؛ كه ما برای حدود ۴۰۰ جلد كتاب آن ها نزدیك به ۳۰۰۰ فیش تحقیقاتی جمع آوری كردیم. كارى كه بعد انجام دادیم این بود كه این‏ها را طبقه‏بندى كردیم و مشخص كردیم كه سؤالات و شبهات به كدام مباحث مربوط میشود. مثلاً زندگى حضرت مهدی(عج)، غیبت صغرى و... . حدود ۲۷۰ محور را پیش‏بینى كردیم كه تمام این سؤالات در قالب این محورها قرار گرفت كه به عنوان محورهای پژوهشی قابل استفاده است. یعنى اگر كسى بخواهد بداند در طول‏تاریخ شیعه ، فراوانىِ كدام محور نسبت به محورهاى دیگر بیش‏تر است، به راحتى قابل دسترسی است.

تا اینجا وضع جامعه را بررسی كردیم و این هم وضع كتابها. تا این جا درد را تشخیص دادیم كه كجاست. بر خلاف مراكزى كه تا سؤال مى‏آید، پاسخ مى‏دهند، گفتیم سرعت عمل مشكلى را حل نمى‏كند. گروههای اصلی عبارتند از حدیث، تفسیر و كلام. گروه‏هاى بعدى، تاریخ و اجتماعى و سیاسىاند كه بحثهایشان به نوعی ناظر به سه گروه اصلیاند. ما در گروه حدیث تمام روایات ده قرن نخست شیعه و اهل سنت را از كتاب‏ها بیرون آوردیم. ما در مدت دو سال، حدود دو هزار روایت از روایات مهدوی در كتاب‏هاى شیعه را بررسى كردیم و موضوع و نمایه زدیم. البته كار رجالى روى این‏ها انجام ندادیم كه جزء برنامه بعدی ماست. در نهایت، به این نتیجه رسیدیم كه كلّ روایات شیعه در بحث مهدویت بین دو هزار تا دو هزار و پانصد روایت است. اثبات این مطلب كه شیعه بیش از دو هزار و پانصد روایت درباره مهدویت دارد، خیلى بعید است و باید كم‏تر از این باشد. بین این دو هزار و پانصد روایت، وقتى بحث رجالى و سندى هم بیاید بخش معظمی از این‏ها ریزش مى‏كند.

ما نیازى به روایات ضعیف نداریم. نیازى به تشویق و ترغیب مردم به بحث مهدویت از مجراى غیرصحیح نداریم. متأسفانه عده‏اى قصه‏هایى ساختند تا مردم را ترغیب به این معنا كنند كه البته آثار بسیار سویى دارد كه به بعضى از آن‏ها اشاره خواهم كرد.

ما در بخش روایات، از مجموع این دو هزار روایت، حدود ۷۰۰ محور بیرون آوردیم. بعد از مطالعه روایات، تمام فرازهایى از روایات كه به نوعى مى‏توانست افقى در بحث مهدویت براى ما باز كند و محور پژوهش ما باشد، را تفكیك و كاملاً بحث كردیم.

در بخش تفسیر هم به صورت تفصیلی تمام مطالب تفسیری را در بیش از ۱۰۰ تفسیر شیعه و سنى، كه به نوعى مربوط به بحث مهدویت و آخرالزمان (نفیاً یا اثباتاً) است، بیرون آوردیم.

در بخش كلام نیز روى بحث شبهات و سؤالات كتاب‏ها كار مى‏كنند. در مجموع، فكر مى‏كنم كل مباحث مهدویت چیزى حدود ۱۰۰ سؤال مهم دارد، كه با ادغام بعضى از سؤالات، مى‏توان به ۳۰ ـ ۴۰ سؤال كلیدی رسید.

بخشى از كتاب‏هایى كه در مقابله با فرهنگ مهدویت نوشته شده، حسابشان روشن است. مثلاً احمد الكاتب كتابى مى‏نویسد و بعضی از مطالب را مورد تردید و سؤال قرار می دهد و شبهه افكنی می كند. اما به ردپایى برخورد كردیم كه آسیبش از ضربه‏اى كه دشمنان میزنند كمتر نیست و آن، این است كه با توجه به این كه بحث‏هاى مهدویت به نوعى مرتبط با زندگى روزمره مردم و خواسته‏هاى مادى مردم است، عده‏اى انحرافاتى در این بحث ایجاد مى‏كنند. كتاب‏هاى فراوانى مخصوصاً در این دهه اخیر به بازار آمده كه اگر چه خمیرمایه این‏ها در كتاب‏هاى پیشینیان ما هم بوده و به نوعى در آن‏ها این سنگ بناى كج نهاده شده، اما با استفاده از شیوه‏هاى نشر امروزى مردم را نسبت به این قضیه متوجه كردند. از ده‏ها كتابى كه در این زمینه مشكل دارند، ۶ كتاب را اسم مى‏برم و به این نتیجه خواهید رسید كه بحث مهدویت از دو جهت متضرر مى‏شود: دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه یا آگاه و سود جو. كتابهای «گزارشاتى عجیب از محل زندگى فرزندان امام زمان(عج) »، «چگونگى ملاقات با امام زمان در بیدارى و خواب» و «به كورى چشم منكران و حسودان، ما امام زمان را دیدیم» از این كتابها هستند. متأسفانه نظارتى بر این‏ها نیست و این براى یك جامعه مهدوى و توده عاشق حضرت مهدى(ع) درد است كه حضرت این جور مظلومانه مورد هجمه این گونه افكار سست قرار می گیرد. اگر قرار بود دعایى بخوانید و امام زمان را ببینید ، این مشكل درست مى‏كند. مشكل این چند كتاب نیست، مشكل این است كه یك سرى از مبانى مهدویت خدشه‏دار مى‏شود. جزیره خضرا را هم عده‏اى دارند زنده مى‏كنند. كتاب دیگر «آیا ظهور نزدیك است؟ نظریات مراجع، علما و بزرگان و دیدگاه غرب در این مورد» است. نتیجه نشر این كتابها این مى‏شود كه در جلسه‏اى مطرح مى‏كنید نامه‏اى به امام زمان(عج) بنویسید. خیلى خوب است آدم درد دل كند، اما این احساسات مجموعاً نشان مى‏دهد كه نسبت به محبوب چه اعتقادى دارم. یعنى جایگاه او نزد من روشن مى‏شود.

وقتى این‏طور كتاب‏ها را در جامعه عاشق حضرت مهدى(عج) تزریق كردیم، نگرش‏ مردم نسبت به حضرت چه مى‏شود؟ « آقا جان نمى‏دانم الآن حال شما چطور است؟ كجا تشریف دارید؟ الآن آسمان را نگاه مى‏كردم كه شاید اصحاب شما را بر ابرها سوار ببینم». روایت را شنیده است كه در عصر ظهور، یاران حضرت مهدى(عج) عده‏اى سوار بر ابرها به طرف مكه مى‏آیند؛ اما توضیح این روایت می تواند به این شكل باشد كه اگر حضرت می فرمود یاران حضرت مهدی سوار بر مركبی می شوند و از میان ابرها عبور خواهند كرد آنها نمی فهمیدند؛ یعنی چه ! البته باید این احتمال بر ابر سوار شدن را نیز در نظر داشت.« آقا از همه چیز بدم مى‏آید، فقط شما را دوست دارم، شما بوى خوبى مى‏دهید، امامم! چند وقت پیش شنیدم كه جوانى خواب شما را دید، در خواب به او فرموده بودید اگر جوانان شیعه به اندازه‏اى كه تشنه یك لیوان آب خوردن هستند، خواستار من باشند و براى ظهورم دعا كنند، ظهورم قطعى است ». پس همه این دعاها به اندازه یك لیوان آب خوردن نیست. « آقا امام زمان! مى‏خواهم بدانم كى ظهور مى‏كنى كه ما شیعیان همه دست جمعى مدینه برویم كنار قبرستان بقیع و قبر گمشده مادرت زهرا(س) را پیدا كنیم و همه شیعیان آستین بالا بزنیم و آجر برداریم و یك ضریحى بسازیم و به دور آن ضریح چرخ بزنیم و تكرار كنیم... . » این حاصل این كارِ ما شد. فكر مى‏كند امام زمان (نعوذبالله) بیاید یك بیل و فرغونى دست این‏ها مى‏دهد. اعتقاد به شخصى كه شما مى‏گویید « وبوجوده ثبتت الأرض و السماء »، « و بیمنه رزق الوری » ؛ «شنیده‏ام شما در جمكران در قم هر شب چهارشنبه مى‏آیید ولى چند سال پیش به همراه پدرم به آن‏جا آمدم شما را ندیدم ». الآن همه ‏این‏ها در بازار موجود است. بحث جزیره خضرا مفصّل است و فرصت نیست وارد آن شوم. مى‏دانید كه تناقضات فراوانى در آن هست. ادعاى تحریف قرآن یكى از بحث‏هایى است كه آن‏جا مطرح است كه مستحضرید قاطبه علماى بزرگ شیعه این ادعا را رد مى‏كنند؛ اگر چه مخالفینی هم دارند، ولى در آن‏جا مطرح است و مشكلات دیگرى كه به وقت خودش واگذار مى‏كنیم. این‏ها از آن داستان و قصه به زبان امروزى گرته بردارى كردند، با تیراژ بالا و تكرار چاپ فراوان كه مراجعه كنید به نقدهایى كه در این زمینه نوشته شده است.

بحث مهدویت بلافاصله بعد از این كه پیامبر اعلام كردند و ذهن جامعه را نسبت به این مسأله متوجه كردند، رواج پیدا كرد. به وجود آمدن مدعیان مهدویت مثل كیسانیه، دلالت دارد كه این فكر در جامعه بوده است. اگر نبود، كسى ادعایى نمى‏كرد. انحرافات در بحث مهدویت از حدود قرن ششم و هفتم هجری آغاز شده كه داستانهایی را ساختند و مسأسفانه بعضى از بزرگان مانند علامه مجلسى وارد كتابهای خودشان كردند؛ هر چند تذكر مى‏دهد كه چون این را در جاى متقن و محكمی ندیده‏ام این را در یك قسمت خاصى قرار داده‏ام.

در بعضى از این‏ها گفته شده، در عصر ظهور - در مرحله تثبیت آن حضرت آن قدر عمر مى‏كند كه هزار پسر به دنیا مى‏آید بدون این كه یك دختر در بینشان باشد! این به چه معناست، نمى‏دانیم ! اگر هزار پسر بیاید كه یك دختر هم نباشد، این‏ها وقتى سن‏شان بالا مى‏آید با چه كسى ازدواج مى‏كنند؟ تصورش مشكل است. جلوى این روایات را بزرگان ما نگرفته‏اند كه امروز محمود حمش 5 آن كتاب را مى‏نویسد و تمام این روایات را مشكل‏دار مى‏كند؛ مشكل هم دارند واقعاً . یعنی قبل از این كه دیگران بیایند گوهر اساسى ما را با این مطالب تحت الشعاع قرار بدهند باید خودمان فكر كنیم.

مسئله دیگر این است كه مطرح مى‏شود در عصر ظهور، گرگ و میش با هم زندگى مى‏كنند! و ما این را براى كودكان كتاب كردیم. آیا ماهیت گرگ متحول مى‏شود؟ گرگى كه علف بخورد گرگ است؟! چه جوابى داریم؟ دچار این تعارضات مى‏شویم. من ریشه‏یابى كردم این گرگ و میش از كجا آمده است، دیدم یك كتاب بیش‏تر این مطلب را نیاورده است. 6 عقب‏تر رفتم كه ببینم جاى دیگرى هست یا نه؟ فرازى از تورات اشاره به این مطلب دارد. ائمه ما این مطالب را نفرمودند، ولی این وارد كتاب ما شده و از آن جا هم به بحارالأنوار منتقل شده است. بحاررا خواندم، داستان جالبى بود، داستان كودكانه نوشتیم براى عصر ظهور؛ پایین داستان هم نتیجه گرفتیم كه صدایى از طرف كعبه آمد و بعد همه چیز امن شد؛ یعنى گرگ كنار گوسفند آمد.

این‏ها را كنار هم بگذارید مى‏بینید طغیان مخالفین نسبت به این بحث‏ها خیلى نابجا نیست. چرا باید این‏ها باشد؟ در بحث جزیره خضراء آمده بین شهرهایى كه مسافر حركت مى‏كند، مى‏گوید: بین هركدامشان ده شبانه روز راه طى كردم. با خودم گفتم اگر یك روز كسی با مركب چهل كیلومتر راه برود، ۴۰۰ كیلومتر مى‏شود، اگر ده شهر باشد، ۴۰۰۰ كیلومتر مى‏شود؛ كجاى این كره زمین مى‏شود ۴ هزار كیلومتر مسافت باشد؟! بعد اوصاف این جزیره را مى‏گوید سرسبز و ... ، سپس مى‏گوید امام زمان باید بچه‏هایش را در یك جایى از بلایا حفظ كند و راهی جز این نیست كه در این جزیره مى‏آورد. این جا ماهواره نفوذ نمیكند و اینترنت هم نیست كه رواج فساد بكند . نتیجه این كه همه اهل نماز مى‏شوند و ما مى‏مانیم بین این همه سمومات كه باید دینمان را حفظ كنیم. این‏ها تناقضاتى است كه وقتی یك جوان مى‏خواند درگیر مى‏شود؛ لذا با اصل مهدویت مشكل پیدا مى‏كند.

حضرت فرمود: اگر مردم زیباییهاى كلام ما را مى‏دانستند قطعاً از ما پیروى مى‏كردند. و الآن زیباییهای ما را نمى‏دانند؛ چرا؟ چون اینها را در لایه‏هایى از خرافات قرار داده‏ایم. امام زمان كه ظهور مى‏كند می گویند « یأتی بدینٍ جدید»؛ كه در تفسیرش گفتهاند: آن‏قدر گوهرهاى دین با پیرایه‏ها مخفى شده كه وقتى حضرت مى‏آید و این گوهر را به نمایش مى‏گذارد همه مى‏گویند جدید است. بخشى از این‏ها به دلسوزى‏های نابجای بعضى‏ها برمى‏گردد. براى این كه مردم را به اصل مهدویت ترغیب بكنند ، بدعت‏هایى گذاشته‏اند كه بعید مى‏دانم مقبول و مرضی حضرت باشد.

مى‏گوید وقتی در آستانه جزیره قرار گرفتم، «مى‏خواستم وارد این جزیره بشوم همه‏اش صخره بود، نمى‏شد بالا بروم، نگاه كردم، دیدم مار، 7 سرش را براى آب خوردن داخل اقیانوس كرد، یك عقربى به اندازه خرگوش، روى سر این اژدها آمد و نیشى زد، هوا گرم بود، گوشت‏هاى این مار یا اژدها وارد دریا شد، اسكلتش ماند و نردبان شد و من رد شدم و رفتم بالا.» این بخشى از این كار مى‏شود و مى‏گوید من از اسكلت ها به‏عنوان پله استفاده كردم و بعد توصیف مى‏كند: «...آقا آنجا زندگى مى‏كرد.» اگر كسى بخواند مى‏گوید ما این‏ همه سختى كشیده‏ایم، كشته داده‏ایم، آقا براى خودش جایى درست كرده است كه راحت و بیدغدغه زندگى كند.

در مورد ازدواج حضرت مى‏گوید: «مسلماً یكى از سنن پیامبر اكرم(ص) ازدواج است، امام زمان از چنین مسئله‏اى هیچ وقت نمى‏گذرد، به علاوه ما فكر نمى‏كنیم ازدواج و عمل زناشویى كار كثیفى است كه ائمه و انبیا نمى‏كنند، خیر ؛ غریزه جنسى یكى از قواى بدنى است كه هر چه یك انسان كامل‏تر باشد این نیرو در او قوى‏تر است. همان‏طور كه ما مى‏گوییم چشم پیامبر خیلی پر نور بود و احتیاج به عینك نداشت، گوشش احتیاج به سمعك نداشت، نیروى جنسى ائمه و انبیا از سایرین قوى‏تر بوده است كه روایت هم دارد. بنابراین، حضرت ولى عصر حتماً ازدواج كرده است. اگر بگوییم كه آن حضرت عقیم بوده‏اند، این نقص است و یكى از امراض، كه مسلماً حضرت ولى عصر در این جهت نقص ندارد. بنابراین، حضرت ولى‏عصر هم همسر و هم فرزند دارد.»

وقتى چنین تفكرى آمد ، شما مى‏گویید ازدواج كرده، نیرویش هم زیاد است. حضرت اگر هر سى سال تجدید فراش كند، یا اگر هر دو سال یك بچه بیاورد حدود ۵۰۰ سال از غیبت كبرى آن موقع گذشته بود؛ چه كار كنیم؟ طرف ناچار مى‏شود جزیره‏اى در ذهنش خلق كند كه به اصطلاح دروغى را كه گفت، درست كند. لذا جزیره‏اى را درست مى‏كند و دور آن حصارى مى‏گذارد كه كسى نمى‏تواند وارد آن‏جا شود. در ادامه مى‏گوید: «بنابراین، حضرت صاحب‏الزمان هم همسر و هم فرزند دارد. حالا در مدت ۱۱۵۰ طبعاً هیچ زنى این اندازه سن نداشته كه با آن حضرت باشد، پس زن‏هاى متعددى گرفتند. در یك زمان ممكن است چند زن نداشته باشند؛ چون اجتماع امروز ما نمى‏پسندد، ولی به هر حال هر زنى كه مى‏مرده، ایشان زن دیگرى را انتخاب مى‏كردند و به اندازه رفع كراهت. با این حساب وقتى تنها از امام سجاد(ع) تا امروز ۸۰ میلیون سید بر روى زمین باشد، بعید نیست كه امام عصر داراى یك میلیون، حالا یك میلیون نباشد صدهزار فرزند هست، مى‏گویید پس كو؟ مى‏گویم: این‏طورى بوده، این معناى غیبت است. اگر مسئله جزیره خضرا درست باشد كه آن‏جا هستند و كجا ندارد، برو و ببین. اگر درست نباشد كه من در كتاب « مصلح عینی » دو راه شرح داده‏ام، یكى به خاطر این كه بر هر كسى واجب است كه فرزندش را از فساد حفظ كند؛ پس حضرت ولى‏عصر، فرزندانش را از فساد حفظ مى‏كند و در جزیره‏اى كه انتخاب كرده قرار داده و نگذاشته‏اند در آن‏جا فساد نفوذ كند و آن‏ها را از فساد محافظت كرده كه این نظر خیلى قوى نیست و حتمی نمی باشد و احتمال این كه یك جریان كه از نظر خودم قوى‏تر است این است كه امام عصر در هر زمانى محلى را انتخاب مى‏كنند كه وجودشان مؤثر باشد، بدون این كه او را بشناسند كه ایشان امام عصر است. در تهران اگر كسى بیاید و بخواهد زندگى كند مى‏پرسند تو پسر كه هستى ؟ مى‏گوید: نام پدرم حسن است. مدتى هم آن‏جا حضرت زندگى مى‏كنند و...». این قطره‏اى از دریاى كتاب‏هایى است كه روز به روز وارد جامعه مى‏شود و مسئولیت آن با بنده و حضرتعالى است كه ببینیم در حد توانمان نسبت به اینها چه كار مى‏توانیم بكنیم.

پرسش و پاسخ

مسئله رؤیت، بیش‏تر در كتابهای قدیمى مطرح است. بعد به كتاب‏هاى امروزى منتقل شده و این فرهنگ را براى ما درست كرده است. این كتاب‏ها را بزرگان ما نوشته‏اند. نمی توان با آن ها طرف شد. در مقابل این مشكل باید چه كار كنیم؟

استاد سلیمیان: به نكته بسیار مهمى اشاره كردید. جوابش هم مجال بیش‏ترى مى‏طلبد. ما كتاب نجم الثاقب و غیبت نعمانیه را در بحث مهدویت داریم كه به هیچ وجه به بحث ملاقات نپرداخته. ابن ابى زینب، یكى از اركان كسانى است كه در بحث مهدویت كتاب نوشته و اگر امروزه ادعا كنیم بحث روایى مهدویت روى سه - چهار پایه است یكى از این‏ها كتاب الغیبه ابن ابى زینب است كه در آن‏جا هیچ بحث ملاقات نداریم. در بعضى از كتاب‏ها مثل كمال الدین صدوق اشاراتى به این ملاقات‏ها داریم. طبیعى است به خاطر این كه بحث ملاقات با رفع مشكلات مردم آمیخته شده، البته نمى‏گویم بحث ملاقات معلول چنین ذهنیتى است، اما با این قضیه آمیختگی دارد، این آهسته، آهسته ترویج پیدا كرد و بحثى تحت عنوان ملاقات وارد شد.

در مورد ادعاى ملاقات، روایات فراوان داریم كه مدعیان ملاقات یا حداقل مدعیان مشاهده را تكذیب كنید كه در توقیع شریفی كه به نام آخرین نایب حضرت شرف صدور یافت، آنجا ذكر شده است. در توجیه ملاقات‏هاى موثق و مطمئنى كه بعداً اتفاق افتاده است گفتند همراه با ادعاى نیابت باشد. این را مى‏پذیریم. اما این كه بزرگان نقل كرده‏اند، در بسیارى از كتاب‏هاى بزرگان، شما آن فضایل قرائت سورهها را دارید كه به تشخیص خودشان ـ نمى‏گوییم دروغ ـ حسن ظنى كه به افراد داشتند وقتى اتفاقاتى را نقل مى‏كردند كه جنبه مباحثى را نداشته كه كاملاً مورد دقت و بررسى قرار بگیرد، این‏ها را هم نقل مى‏كردند. طبیعى است وقتى كسى حادثه‏اى برایش رخ مى‏داده پیش بزرگى مى‏گفته، این هم به او اعتماد داشته، اما چگونگى دریافت آن مشخص نیست؛ عالم رؤیا بوده یا مكاشفه. به نظرم به خاطر حسن‏ظنى بوده كه نسبت به آن انسان‏ها داشتند؛ یكى هم وضعیت جامعه نسبت به بحث مهدویت بوده. كما این كه بعضى از این جریانها را واقعاً مشكل‏دار مى‏دانیم؛ از جمله بحث جزیره خضرا. علامه مجلسى كه این را نقل مى‏كند، آن‏جا تصریح مى‏كند كه به خاطر این كه در كتاب معتبر و مطمئنى نیافتم این را در بخش ویژه‏اى قرار داده‏ام. صرف این كه ایشان در كتابش آورد نمى‏توانیم بگوییم كه مورد پذیرش ایشان بوده یا حتى قابل دفاع است. بزرگان هم ممكن است دچار اشتباهى بشوند و نقلى كرده باشند و بعد هم به این نتیجه رسیده باشند كه این نقل ملاقات درست نبوده، ولى دیگر فرصت از دست رفته است و به این نحو امروزى نبوده كه كتابى استنساخ میشد، پاك‏سازى شود.

دكتر صفری: در كتاب های مختلفی مى‏خوانیم كه براى سلامتى امام زمان باید صدقه بدهیم، در حالى كه امام زمانى كه ما تصور مى‏كنیم این است كه دشمنانش به او دسترسى ندارند. پس این صدقه‏هایى كه مى‏دهیم براى چیست؟

استاد سلیمیان: در مورد این كه هیچ گزندى به حضرت مهدى نمى‏رسد، این را قبول ندارم. یكى از حكمت‏هاى غیبت، ترس از كشته شدن است. حضرت مى‏داند حكومت عدل جهانى به دست ایشان تشكیل مى‏شود و بایستى صیانت نفس داشته باشد، برخلاف ائمه دیگر كه مى‏دانستند امام بعدى مى‏آید و راه را ادامه مى‏دهد. بنابراین، نمى‏شود پذیرفت كه حضرت از جمیع بلایا مصون باشند. اگر هم این را بپذیریم كه حضرت از جمیع بلایا مصون هستند، پذیرش آن محل تردید است؛ وقتى نسبت به كسى هدیه‏اى مى‏بریم یا احسان و یا اظهار محبتى مى‏كنیم، لزوماً این طور نیست كه او نیاز داشته باشد. كتابى را كه به كسى هدیه میدهیم، او ممكن است ده تا از آن كتاب را در كتابخانه‏اش داشته باشد. نفس كار بیانگر محبت و عشق به آن حضرت است. بنابر این ، صدقه‏اى كه براى آن حضرت مى‏دهیم، اولاً رفع بلا مى‏كند،( با آن فرض اوّلی كه عرض كردم). ثانیاً نشانگر علاقه و محبت ما نسبت به حضرت است. ثالثاً اگر واقعاً از روى اخلاص باشد ثوابى دارد و آن اینكه حداقل این ثواب هدیه مى‏شود به خود آن حضرت.

سؤال: شما مى‏گویید امام زمان گزندى نمیبیند. آیا میتوانیم صدقه بدهیم و بگوییم: خدایا! صدقه می دهیم تا این كه گزندی به امام زمان نرسد؟

استاد سلیمیان: به این طول و تفصیل نگویید، چون ممكن است پشیمان شوید از این كه این صدقه را می دهید. بلكه بگویید خدایا! من این صدقه را مى‏دهم؛ شما هر كارى خواستى در مورد حضرت با آن بكن.

این را هم بپذیرید كه در حكمت غیبت، هم ائمه و هم خود حضرت فرمودند: یكی از علتهای غیبت این بود: «و یخاف القتل». بعد حضرت امام صادق(ع) دست به گردن مباركشان كشیدند؛ یعنى حضرت مهدی(ع) از مرگ مى‏ترسد و پشت پرده غیبت مى‏رود، البته حكمت‏هاى دیگرى گفته شده. اساسى‏ترین حكمت در روایات «سرالله» بیان شده. این ها همه علل غیبت است. بنابراین ، امكان این كه سوءقصدى به حضرت بشود وجود دارد و منتفی نیست.

من شنیده‏ام زنی یهودى امام زمان(ع) را مى‏كشد؟

استاد سلیمیان: این روایت مشكل دارد. دین در عصر ظهور، دین واحدى خواهد بود. در عصر ظهور، یهودى و مسیحى وجود ندارد.

بزرگان ما روایتى مطرح مى‏كنند و حول آن یك‏ساعت حرف مى‏زنند. بعد مى‏بینیم آن روایت مشكل دارد. روایتى داریم كه علم ۲۷ حرف است و دو حرف آن را جمیع انبیا مى‏آورند و ۲۵ حرف دیگر در عصر ظهور آشكار مى‏شود. تحت تأثیر این روایت، موضوع تكنولوژى را وارد عصر مهدویت كردیم. در كل كتاب‏هاى روایى كه داریم8، اولین كتابى كه این حدیث را مطرح كرده است كتاب الخرائج و الجرائد است كه در قرن ششم تدوین شده است. قبل از آن هیچ ردپایى از این روایت نمى‏بینیم. بعد كتاب منتخب البنار... از همین كتاب نقل كرده و بعد بحارالأنوار از یكى از این دو كتاب نقل كرده است. مراحل ظهور را خوب تصویر میكنند. حضرت یك ظهور دارد كه مدتى طول مى‏كشد و یاران و امكاناتش جمع مى‏شوند. همچنین آن حضرت یك قیام دارد. روایت یك جا مى‏گوید «یظهر»، یك‏جا مى‏گوید «یقوم»، و این‏ها با هم فرق مى‏كند؛ یعنى مرحله ظهور حضرت ویژگى‏هاى خودش را دارد، مرحله قیام هم خصوصیات خودش را. این‏ها را تفكیك نكردیم، با هم مخلوط كردیم... الآن ممكن است بگویید در عصر ظهور امكان دارد مسیحى باشد. مسیحىِ عصر ظهور پیرو كدام مسیح است؟ مسیحى حقیقى در بیت‏المقدس نازل مى‏شود و به حضرت مهدى اقتدا مى‏كند. حضرت مسیح، بدون اعجاز، خودش را به مسیحى‏ها معرفى نمى‏كند، قطعاً یك دلیل، برهان و حجتى میخواهد كه یك مسیحى بپذیرد این مسیحى است. وقتى با حجت آمد و بر مسیحى روشن شد كه این همان عیسى‏ابن مریم است، و مى‏بیند كه او به امام زمان اقتدا كرد، این دو حالت دارد: ۱. سریع وضو مى‏گیرد و اقتدا مى‏كند كه دیگر مسیحى نیست؛ ۲. مى‏گوید او عیسى‏بن مریم است كه به امام دوازدهم شیعیان اقتدا كرده، ولی ما نمى‏پذیریم. چنین فردی مسیحى نیست، بلكه معاند است.

در روایات یا در بحث‏هاى مهدویت مى‏گوییم حضرت كم‏ترین ظلم را بر نمى‏تابد، یعنى اگر یك سیلى به دوستتان بزنید باید پاسخگو باشید. پیامبر مأمور به ظاهر و مداراى با مردم بود، مأمور نبود این اتفاق عظیم را رهبرى كند؛ ولى حضرت مهدى مأمور است. تنها امامى كه مأمور به باطن است حضرت مهدى است. حضرت داوود مختصرى مأمور به باطن بود، اما حضرت مهدى واقعاً مأمور به باطن است؛ چون لازمه حكومت جهانى فرد این است كه از باطن امور خبر داشته باشد.

یكى از مباحثى كه مطرح است دررابطه با روایاتى است كه راجع به آقا مطرح مى‏كند ولى تحلیل آن با توجه به روایات دیگر است، این حائز اهمیت است. دربحث زمان و مكان و دیگر مباحث كه راجع به امام زمان مطرح مى‏شود، روایات دیگر هست كه تحلیل مى‏كند، و انسان را به اشتباه مى‏اندازد و انسان را دچار افراط و تفریط می كند.

استاد سلیمیان: اگر قرار شد در بحث مهدویت كار كنیم، نسبت به بحث مهدویت جامع نگر باشیم؛ یعنى اگر خواستیم سیره حكومتى حضرت را بررسى كنیم، یك‏دسته از روایات مى‏گوید سیره آن حضرت، سیره نبوى است. یعنی وجه تشابه سیره حضرت با پیامبر را بیان كرده و مى‏گوید هر آن‏چه قبل بود ـ به جز استثنائاتى ـ در هم ریخته و از نو بنایى ساخته میشود. همچنین روایت می گوید سیره حضرت مهدى، خلاف سیره على(ع) است! شما با تعجب مى‏گویید: حضرت مهدى فرزند حضرت على خلافِ سیره علوى عمل می كند؟ روایت توضیح مى‏دهد كه على(ع) مى‏دانست كه بعد از او دشمنانش بر زمام امور سیطره پیدا مى‏كنند و شیعیانش را اذیت و آزار مى‏كنند؛ ولی با آنان مدارا مى‏كرد؛ اما چون حضرت مهدى مى‏داند بعدى وجود نخواهد داشت، به هیچ وجه مماشات نمى‏كند و حكم الهى را اجرا مى‏كند.

بنابراین، در بخش مهدویت باید جامع‏نگر باشیم. یعنى اگر نشانه‏هاى ظهور را بررسى مى‏كنیم، حداقل‏ روایاتى كه قابل دسترسى است همه‏اش را ببینیم.

آیا با توجه به روایات موجود، با توجه به مباحث سندی و رجالی می توان به ولادت آن حضرت یقین پیدا كرد؟

استاد سلیمیان: در بحث ولادت حضرت به دو دلیل متوسل مى‏شویم: یكى، شواهد تاریخى كه این رخداد را بیان كرده‏اند و دلیل دیگر، روایات است.

در مورد ولادت ، تنها كسانى كه مى‏توانند رخداد ولادت را براى دیگران نقل كنند خانمها هستند. بنابراین، سند راویان ولادت حضرت عمدتاً خانم‏ها هستند كه از برجسته‏ترین آنان حكیمه خاتون9 است.

در بخش روایات نیز روایات قابل اثبات و محكمى داریم. این جواب قطعاً مثبت است؛ اگر چه به طول و تفصیل باید بحث كرد. به طور قاطع مى‏توان گفت این رخداد هم از نظر روایی و هم از نظر شواهد تاریخی اتفاق افتاده است، حتى بزرگانی از اهل‏سنت آن را قبول دارند. اما این كه آن مهدى است كه در كلام پیامبر وعده او داده شده است، یك بحث مفصلى را مى‏طلبد.

استاد سلیمیان: در مورد طول عمر حضرت، دلایل فراوانى ذكر كرده‏اند. اصل بر حیات است، مگر این كه مانع، جلو حیات را بگیرد و به موت منتهى شود. این از نظر علم پزشكى هم ثابت شده است. وقتى شما قبول كردید حضرت به دنیا آمد، درطول غیبت صغرى هم حیاتش را ادامه داد، از طرفی دلیلى هم بر مرگش ندارید، پس بایستى بپذیرید كه حیات او همچنان ادامه داشته است. علاوه بر این، روایات فراوانى هست كه وعده داده شده كه از دنیا نخواهد رفت مگر این كه حكومت فراگیر و جهانى را اقامه كند و ما هیچ جای دنیا و تاریخ سراغ نداریم چنین اتفاقى افتاده باشد. بنابراین، حضرت مهدی(عج) زنده است.

علاوه بر آن، روایاتى در این زمینه داریم؛ حتى از پیامبراكرم(ص) كه براى آن حضرت دو غیبت بیان كرده‏اند: غیبت كوتاه مدت و غیبت بلند مدت. این روایات ما را به این سمت می كشاند كه اگر بپذیریم آن ۷۴ سال تا پایان غیبت صغری ایشان حتماً زنده بود، دلیلی بر مرگش هم بعداً نیست و حتماً بایستی حیاتشان ادامه داشته باشد.

دكتر صفری: راجع به این مطلب توضیحی بدهم. ما اصل وجود امام زمان را با چه روشی اثبات می كنیم؟ با روش تاریخی ممكن است دچار مشكل بشویم؛ چون درباره غیبت آن حضرت، حضور گسترده در اجتماع را نداریم. با روش روایی می توانیم ثابت كنیم كه حضرت در دوره غیبت صغری وجود داشته و متولد شده است؛ هیچ روایتی هم نداریم كه بر فوت آن حضرت دلالت بكند. بنابراین، با همان روشی كه اصل وجود حضرت را ثابت كردیم با همان روش امتداد عمر آن حضرت را هم بررسی می كنیم و غیر از این راه دیگری نداریم.

آیا حضرت مهدى با شمشیر میجنگد یا از سلاحهای روز استفاده میكند؟

استاد سلیمیان: بعضى از مسائل به صورت احتمال از روایات به دست مى‏آید. بعضى از روایات إشعار بر این دارد كه حضرت مهدی با شمشیر ظهور مى‏كند. ممكن است بگویید چطور ممكن است در مقابل این همه فناورى جدید ، حضرت بتواند چنین كارى را انجام بدهد؟ جواب آن خیلی مفصّل است. شما وقتى ذوالفقار را بررسى كنید، تعدادى از ائمه مى‏فرمایند سلاح على(ع) بوده، بعضى روایات دارند كه از آسمان آمده، بعضى روایات مى‏گوید در یكى از جنگها به دست پیامبر افتاد كه به حضرت على(ع) هدیه داد و دست به دست مى‏دهیم تا به حضرت مهدى(عج) برسد و با آن قیام كند. عده‏اى نیز جدیداً براى فرار از این سؤال كه چطور ممكن است حضرت با این سلاح در مقابل این همه تسلیحات پیشرفته بجنگد، شمشیر را به سلاح كل‏الزمان معنا كرده‏اند. گفتند در زمان پیامبر سلاحی بود كه به آن سیف میگفتند؛ در زمان حضرت نیز سلاحی وجود دارد كه با آن قیام خواهد كرد. در روایات صراحتى در این معنا نداریم. احتمال دارد تسلیحات در زمان ظهور آن حضرت از بین برود. قوام سپاه نیز به فرمانده است. اگر سربازی هم نباشد كه با این اسلحه شلیك كند این تسلیحات به هیچ دردی نمیخورد. علاوه بر این فراموش نكنیم حضرت مهدى(عج) ذره‏اى ظلم نخواهد كرد و لازمه این سلاح‏های پیشرفته ظلم است. لازمه‏اش آسیب به طبیعت و موجودات است، بعید مى‏دانم كه حضرت از سلاح‏هایى استفاده كند كه لازمهاش ظلم است. به امدادهاى غیبى زمان ظهور در روایات مراجعه كنید. جبرئیل اولین كسى است كه با حضرت بیعت مى‏كند. ملائكه‏اى كه در جنگ بدر پیامبر را یارى كردند، نازل میشوند و با حضرت بیعت مى‏كنند. طبیعی است كه این‏ها امدادهاى غیبى است.

دكتر صفری: آیا شما از روش‏هاى تاریخى در مؤسسه‏تان استفاده كرده‏اید كه روایات را از نظر تاریخى دسته‏بندى كنید؟ یعنی در قرن ۴ چقدر روایت داریم و یك منحنی بكشید كه نشان دهد این روایات چقدر در حال اضافه شدن است؟ آیا چنین كاری شده یا نه؟

استاد سلیمیان: همان‏طور كه عرض كردم ما كل روایات ده قرن اول را جمع كرده‏ایم. ترتیب زمانى هم مشخصاً از كتاب‏هایى مانند غیبت نعمانى، غیبت طوسى، كمال الدین و كتب اربعه و امثال این‏ها بود. این كار به نظرم مربوط به بحث رجالى احادیث مى‏شود كه به زودى ضمیمه كار خواهد شد.

نكته بسیار خوبى فرمودید. یعنی روایاتی كه فرضاً سابقه نداشته؛ مثل این دو روایت كه اخیراً عرض كردم. وقتی سابقه این روایات را بررسی میكنیم، آخرین كتابى كه میبینیم نقل كرده، مى‏بیینم مال قرن ششم است. این كار بسیار خوبى است و دنبال آن هستیم كه از این نحو كارهاى علمى كه روی روایات انجام می شود، استفاده كنیم. نهایتاً به این نتیجه مى‏رسیم كه بعضى از روایات كه زاییده افكار انسان‏ها بوده و وارد جامعه روایى ما شده، باید حتماً تصفیه شود. این كه تا قرن ششم روایتى نبوده و یك دفعه ظاهر شده، این دلیل بر نفى روایت نخواهد بود. ممكن است كسى كه در قرن ششم بوده از یك طریقى در یك سلسله كتاب‏هایى این را دیده و ثبت كرده و آن كتاب‏ها به دست ما نرسیده است.

دكتر صفری: چون وقت نیست فقط سؤالات را می خوانم :

۱ . مظنّه مهدویت چگونه با جهانی سازی می سازد؟

۲ . لطفاً یك نماد كلی و مختصر به ما بدهید كه ما امام زمان(عج) را چگونه تصور كنیم؛ با خانواده یا تنها؟ اصلاً زندگی ایشان چطور است؛ مثل ما انسان ها یا غیر از آنچه ما فكر میكنیم؟

۳ . آیا غیبت آقا را خدا خواسته یا خود آقا؟ اگر خدا خواسته باشد یكی از علتهایی كه باعث غیبت بوده، ترس از كشته شدن است. این علت چه ربطی به آقا دارد؛ چون خدا خواسته كه ایشان در غیبت به سر ببرند.

۴ . نظر شما درباره ملاقات چیست؟ آیا شما میخواهید ملاقات مردم با امام زمان را انكار كنید؟ آیا مردم نمی توانند با امامشان ملاقات كنند؟

استاد سلیمیان: بحث ملاقات، بحث بسیار ظریفی است. ملاقاتهایی كه به قراین قطعی (قراینی كه مربوط به فرد، زمان ملاقات، مكان ملاقات، ویژگیهایی كه از امام طرح كرده و ...) حاصل شده، تكذیب نكنید؛ ولی قبول هم نكنید. مثل این كه گفتهاند دروغ گفتن حرام است اما راست گفتن كه واجب نیست. شما در خیلی جاها سكوت میكنید. به نظرم ۹۵% ملاقاتها خیال پردازی است و سیدی را به فرض دیده، خیال كرده امام زمان ( عج ) است.

www.qomicis.com

 



1. از محققان مؤسسه فرهنگی انتظار نور وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

2. سال ۶۱ هجرى قمرى، انقلاب خونین حسین‏بن علی(ع) و پیامدهاى مثبت آن.

3. نهضت فراگیر و عالم گیر حضرت مهدى(عج).

4. قریب۱۴۰۰ جلد كتاب شیعى و حدود ۴۰۰ جلد كتاب اهل‏سنت كه حاصلش نزدیك به ده هزار فیش تحقیقاتی شده.

5. نویسنده كتاب جزیره خضرا.

6. تأویل الآیات از ‏ابن عباس آورده كه بیان تفسیرى ذیل آیه «لیظهره على الدین كله» مطرح كرده است.

7. به اژدها تعبیر شده است.

8. ۱۲۰ كتاب روایى در این زمینه داریم.‏

9. دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسگرى(ع).



کليه حقوق برای پايگاه صادقین محفوظ است