آسيب شناسی كتب مهدویت
معاونت پژوهش مدرسه عالی امام خمینی(ره) با همكاری گروه تاریخ اسلام نشستی را در تاریخ 28/7/1382 برگزار كرد.
دكتر نعمت اللّه صفری(مجری علمی نشست)
بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا، خدمت استادان و طلاب عزیز خیرمقدم عرض مىكنم. تشكر مىكنم از واحد پژوهش كه در برگزارى این جلسه همكارى كردند. در ابتدا، مقدمه كوتاهى عرض مىكنم.
شیعه عقایدى دارد كه مىتواند آنها را با منابع صحیح اثبات كند؛ عقایدى مثل رجعت، بداء، مهدویت و عصمت ائمه. یكى از علما نقل مىكرد من شیعه شدم، اما با استفاده از منابع اهلسنت، قبل از این كه این عقاید در شیعه نهادینه شود. اما بعد از آن كه این عقاید در شیعه نهادینه شد، متأسّفانه عدهاى در قالب دشمن یا دوست، دیدند مىشود از این عقاید محرّف به خوبى در جهت اهداف شومشان بهرهبردارى كنند؛ آنان این عقاید تحریف شده را به عنوان عقاید شیعه به جهان اسلام عرضه كردند. مهدویت هم یكى از آن عقاید است. ما مىتوانیم مهدویت را با روایات پیامبراكرم(ص) و آیات قرآن استفاده كنیم. در طول تاریخ مىبینیم در اصل مهدویت و در شاخه و برگهاى آن چیزهایى به آن بستهاند كه مذهب تشیع اصیل از آن بیزار است. بعضى از شاخهها به گونهاى شده كه اگر خدمت امام معصوم(ع) ببرند، نفى مىكند كه این حرف تشیع باشد. مهدویت در اینجا جایگاه ویژهاى دارد و بسیار مورد سوءاستفاده واقع شده است. مستشرقان، اهلسنت و وهابىها همینها را گرفتهاند و به عنوان شیعه معرفى كردهاند.
در اینترنت، شبهات فراوانى درباره مهدویت مطرح شده كه بسیارى از آنها به مهدویت تحریف شده بر مىگردد. جناب استاد سلیمیان مدتى است كه در موسسه فرهنگی انتظار نور، مشغول تحقیق درباره مهدویت هستند و اخیراً كتاب «آسیبشناسى كتب مهدویت» را تألیف كردهاند. از ایشان میخواهم درباره اثرشان و نیز موضوع بحث، مطالبی را به استحضار شما برسانند.
استاد سلیمیان 1
بسم اللّه الرحمن الرحیم. خداوند را سپاسگزارم از این كه توفیق داد در محضر شما بزرگواران ، به ویژه استادان، بالأخص جناب استاد صفرى، چند دقیقهاى در مورد یكى از مهمترین موضوعات مربوط به مباحث شیعى در خدمت شما باشم.
براى ورود به بحث، به مقدمهاى اشاره مىكنم. امروزه بحث مهدویت به دلایلى جایگاه ویژهاى دارد. امروزه به دنبال یك سابقه تهاجم عظیمی كه بر مبانى اعتقادى شیعه از طرف دشمنان وارد مىشود، به خاطر گسترش وسایل ارتباط جمعى، این شبیخون شكل دیگرى به خودش گرفته است. یعنى اگر در زمانى منحصراً القاء شبهه از طرف بیان و نوشتار بود، امروزه با یك ارسال پیام به پیامگیرهاى فراوان در سطح دنیا مىشود یك شبهه را به راحتی به تعداد میلیونها تكثیر كرد. دشمنان از این فرصت استفاده كردهاند و مباحث اصیل شیعه و مهمتر از همه آنها، یعنی بحث مهدویت، را مورد هجوم قرار دادهاند. این مىطلبد كه ما نسبت به این مسئله توجه بیشتر و ویژهای داشته باشیم.
نكته دوم كه ضرورت بحث مهدویت را دو چندان مىكند، این است كه در سالهاى اخیر در جوامع شیعى، به خصوص در ایران، نسبت به بحث مهدویت اقبال عمومى چشمگیرى ملاحظه مىشود. یعنی در هیچ بخش از تاریخ نخواهید یافت كه این گونه مردم به بحث مهدویت توجه عام داشته باشند. جمعیت میلیونى كه از حجم و ظرفیت بسیار بالایى برخوردار است به عنوان جشنهاى نیمه شعبان در مسجد جمكران و احیاناً مراكز دیگر تجمع مىكنند كه در تاریخ شیعه مانند ندارد. آمار زایرین مسجد جمكران برابر زائرین ثامنالحجج(ع) است. این رقم بسیار بالاست. یعنى در طول سال همانمقدار از مسجد مقدس جمكران استقبال و به آن توجه مىشود كه از امام رضا(ع) مىشود؛ این به نوعی بیانگر اقبال عمومى مردم نسبت به بحث مهدویت است.
سومین نكته این است كه پدیده جهانىسازى كه تحت عنوان جهانى شدن مطرح است، تنها ایدهاى كه در مقابل آن قد علَم كرده و با یك پیشینه بیش از هزارساله در مقابل آن قرار گرفته اعتقاد به بحث مهدویت است. یعنى تنها اعتقادى كه جهانى سازی و جهانی شدن را به چالش گرفته، اعتقاد به مهدویت است و هیچ اعتقادى، هم مانند آن این ظرفیت را ندارد كه با بیان زوایاى یك حكومت جهانى با این ادعا مقابله كند، یعنی تنها ایدهاى كه مىتواند در مقابل جهانىسازى قد علم كند، اعتقاد به مهدویت است. ترس دشمنان نیز به همین دلیل است. بنابراین ، توجه به بحث مهدویت از این سه منظر كه عرض كردم دارای اهمیت است.
همه اینها مىطلبد كه نسبت به این مبحث، یك نگاه نویى داشته باشیم. متأسفانه در طول تاریخ ما به خلاف بسیارى از موضوعات كه نگاه به آنها، استدلالى بوده، نسبت به مسایل اعتقادى بهطور عام و نسبت به مباحث مهدویت به طور خاص، نگاه، نگاه استدلالى آنچنانى نبوده است. در ابتداى بسیارى از كتابها نوشته شده است: به جهت این كه من در زمره مؤلفین كتاب مهدویت باشم، دست به قلم بردم؛ در حالى كه ابتداى كتاب اصولى هرگز چنین جملهاى نمىبینید، بلكه نوشته شده است براى تبیین زوایاى مباحث اصولى به نگارش این كتاب پرداختم. در مباحث مهدویت چنین آفتى دامنگیر است. متأسفانه این باعث مىشود سطح نگرش جامعه نسبت به این بحث مهم اعتقادى، آهسته آهسته از عمق به سطح بیاید و این بسیار خطرناك است. به این نحو كه الآن نسبت به تدوین كتابهاى مهدویت و طرح مباحث مهدویت پیش مىرویم، به زودى با یك سرخوردگى از طرف جامعه نسبت به این بحث مواجه خواهیم شد. این بسیار خطرناك است. یعنى اقبال عمومى وجود دارد و توجه مردم نسبت به بحث جلب شده، اما ما نمىتوانیم این توجه ، اقبال و مقبولات مردم را به معقولات ومنقولات مستدل كنیم. این آفت بزرگى است. تقاضا و عرضه فراوان است، اما عرضهاى كه اینها را قانع و دلشان را محكم كند، كم است و این مىطلبد نسبت به این بحث توجه ویژهای داشته باشیم.
در نشست تل اویو كه تمام افكار دشمنان ما در آنجا جمع مىشود، گفته میشود شیعه وابسته به دو نهضت است:
۱ . نهضت سرخ؛ 2
2 . نهضت سبز. 3
متأسفانه در كنار این سرمایهگذارى كه دشمن مىكند و از طریق رسانهها، به ویژه اینترنت، مغز جوانان شیعه را شست و شو مىدهند، كارى كه تا الآن ما انجام دادهایم، خیلى فشرده عرض مىكنم. در موسسه فرهنگى انتظار نور كه حدود ۴ سال است اظهار ارادت به حضرت مهدى(عج) داریم، در ابتدا براى شناسایى وضع موجود مهدویت اقدام كردیم. فعالیت ما در دو فاز متفاوت است: یك فاز سؤالاتى است كه از طرف اقشار مختلف مردم به مراكز پاسخگویى به سؤالات ارسال شده است. در شهر مقدس قم مراكزى هستند كه سؤالات از اقصى نقاط ایران به این مراكز فرستاده مىشود. این مراكز گروهها و كارشناسانى دارند كه سؤالات را بررسى و پاسخ مىدهند. با مراجعه به حدود ۲۰ مركز، از بین 300/000 پرسش ارسال شده، حدود ۲۰۰/۹ پرسش درباره مهدویت یافتیم. یعنى حدود یك سیام پرسشهاى جامعه در ۲۵ سال گذشته درباره بحث مهدویت بوده است. در حالى كه این مراكز عهدهدار پاسخگویى به مسایل سیاسى، فقهى و...بودهاند. اینها را در فرمهاى مخصوصى با تمام اطلاعاتى كه در ضمن این سؤالات بود قرار دادیم. متأسفانه نوع سؤالات، سؤالهایى نبوده كه برای بحث مهدویت كارگشا، مفید و كلیدی بوده باشد، و این یك بلای رایج است. وقتى جلسه پرسش و پاسخ مىگذارید این سؤال را مىپرسند كه امام زمان(عج) ازدواج كرده است یا نه؟ وقتى این بلا را سر مردم آوردیم كه ذهنشان را با این سؤالات پر كردیم و معرفت راستین حضرت مهدى را از آنها دریغ داشتیم، آنوقت در بالاترین سطح جلسات پرسش و پاسخ، سؤالاتى مىكنند كه نه تنها براى بحث مهدویت مفید نیست، بلكه ذهنها را هم مخدوش و دچار مشكل مىكند.
در بخشكتابهاى موجود مهدویت، فارغ از مثبت یا منفى بودن آن ها ، تمام كتابهاى قابل دسترسى را به محققین دادیم كه تمام شبهات و سؤالاتى را كه در این كتابها بود در فرمهاى مخصوصى پیاده كردند. 4 ما خلاصه جواب را همانجا آوردهایم. كتابهای اهل سنّت نیز عمدتاًً القاء شبهه بوده ، نه سؤال؛ كه ما برای حدود ۴۰۰ جلد كتاب آن ها نزدیك به ۳۰۰۰ فیش تحقیقاتی جمع آوری كردیم. كارى كه بعد انجام دادیم این بود كه اینها را طبقهبندى كردیم و مشخص كردیم كه سؤالات و شبهات به كدام مباحث مربوط میشود. مثلاً زندگى حضرت مهدی(عج)، غیبت صغرى و... . حدود ۲۷۰ محور را پیشبینى كردیم كه تمام این سؤالات در قالب این محورها قرار گرفت كه به عنوان محورهای پژوهشی قابل استفاده است. یعنى اگر كسى بخواهد بداند در طولتاریخ شیعه ، فراوانىِ كدام محور نسبت به محورهاى دیگر بیشتر است، به راحتى قابل دسترسی است.
تا اینجا وضع جامعه را بررسی كردیم و این هم وضع كتابها. تا این جا درد را تشخیص دادیم كه كجاست. بر خلاف مراكزى كه تا سؤال مىآید، پاسخ مىدهند، گفتیم سرعت عمل مشكلى را حل نمىكند. گروههای اصلی عبارتند از حدیث، تفسیر و كلام. گروههاى بعدى، تاریخ و اجتماعى و سیاسىاند كه بحثهایشان به نوعی ناظر به سه گروه اصلیاند. ما در گروه حدیث تمام روایات ده قرن نخست شیعه و اهل سنت را از كتابها بیرون آوردیم. ما در مدت دو سال، حدود دو هزار روایت از روایات مهدوی در كتابهاى شیعه را بررسى كردیم و موضوع و نمایه زدیم. البته كار رجالى روى اینها انجام ندادیم كه جزء برنامه بعدی ماست. در نهایت، به این نتیجه رسیدیم كه كلّ روایات شیعه در بحث مهدویت بین دو هزار تا دو هزار و پانصد روایت است. اثبات این مطلب كه شیعه بیش از دو هزار و پانصد روایت درباره مهدویت دارد، خیلى بعید است و باید كمتر از این باشد. بین این دو هزار و پانصد روایت، وقتى بحث رجالى و سندى هم بیاید بخش معظمی از اینها ریزش مىكند.
ما نیازى به روایات ضعیف نداریم. نیازى به تشویق و ترغیب مردم به بحث مهدویت از مجراى غیرصحیح نداریم. متأسفانه عدهاى قصههایى ساختند تا مردم را ترغیب به این معنا كنند كه البته آثار بسیار سویى دارد كه به بعضى از آنها اشاره خواهم كرد.
ما در بخش روایات، از مجموع این دو هزار روایت، حدود ۷۰۰ محور بیرون آوردیم. بعد از مطالعه روایات، تمام فرازهایى از روایات كه به نوعى مىتوانست افقى در بحث مهدویت براى ما باز كند و محور پژوهش ما باشد، را تفكیك و كاملاً بحث كردیم.
در بخش تفسیر هم به صورت تفصیلی تمام مطالب تفسیری را در بیش از ۱۰۰ تفسیر شیعه و سنى، كه به نوعى مربوط به بحث مهدویت و آخرالزمان (نفیاً یا اثباتاً) است، بیرون آوردیم.
در بخش كلام نیز روى بحث شبهات و سؤالات كتابها كار مىكنند. در مجموع، فكر مىكنم كل مباحث مهدویت چیزى حدود ۱۰۰ سؤال مهم دارد، كه با ادغام بعضى از سؤالات، مىتوان به ۳۰ ـ ۴۰ سؤال كلیدی رسید.
بخشى از كتابهایى كه در مقابله با فرهنگ مهدویت نوشته شده، حسابشان روشن است. مثلاً احمد الكاتب كتابى مىنویسد و بعضی از مطالب را مورد تردید و سؤال قرار می دهد و شبهه افكنی می كند. اما به ردپایى برخورد كردیم كه آسیبش از ضربهاى كه دشمنان میزنند كمتر نیست و آن، این است كه با توجه به این كه بحثهاى مهدویت به نوعى مرتبط با زندگى روزمره مردم و خواستههاى مادى مردم است، عدهاى انحرافاتى در این بحث ایجاد مىكنند. كتابهاى فراوانى مخصوصاً در این دهه اخیر به بازار آمده كه اگر چه خمیرمایه اینها در كتابهاى پیشینیان ما هم بوده و به نوعى در آنها این سنگ بناى كج نهاده شده، اما با استفاده از شیوههاى نشر امروزى مردم را نسبت به این قضیه متوجه كردند. از دهها كتابى كه در این زمینه مشكل دارند، ۶ كتاب را اسم مىبرم و به این نتیجه خواهید رسید كه بحث مهدویت از دو جهت متضرر مىشود: دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه یا آگاه و سود جو. كتابهای «گزارشاتى عجیب از محل زندگى فرزندان امام زمان(عج) »، «چگونگى ملاقات با امام زمان در بیدارى و خواب» و «به كورى چشم منكران و حسودان، ما امام زمان را دیدیم» از این كتابها هستند. متأسفانه نظارتى بر اینها نیست و این براى یك جامعه مهدوى و توده عاشق حضرت مهدى(ع) درد است كه حضرت این جور مظلومانه مورد هجمه این گونه افكار سست قرار می گیرد. اگر قرار بود دعایى بخوانید و امام زمان را ببینید ، این مشكل درست مىكند. مشكل این چند كتاب نیست، مشكل این است كه یك سرى از مبانى مهدویت خدشهدار مىشود. جزیره خضرا را هم عدهاى دارند زنده مىكنند. كتاب دیگر «آیا ظهور نزدیك است؟ نظریات مراجع، علما و بزرگان و دیدگاه غرب در این مورد» است. نتیجه نشر این كتابها این مىشود كه در جلسهاى مطرح مىكنید نامهاى به امام زمان(عج) بنویسید. خیلى خوب است آدم درد دل كند، اما این احساسات مجموعاً نشان مىدهد كه نسبت به محبوب چه اعتقادى دارم. یعنى جایگاه او نزد من روشن مىشود.
وقتى اینطور كتابها را در جامعه عاشق حضرت مهدى(عج) تزریق كردیم، نگرش مردم نسبت به حضرت چه مىشود؟ « آقا جان نمىدانم الآن حال شما چطور است؟ كجا تشریف دارید؟ الآن آسمان را نگاه مىكردم كه شاید اصحاب شما را بر ابرها سوار ببینم». روایت را شنیده است كه در عصر ظهور، یاران حضرت مهدى(عج) عدهاى سوار بر ابرها به طرف مكه مىآیند؛ اما توضیح این روایت می تواند به این شكل باشد كه اگر حضرت می فرمود یاران حضرت مهدی سوار بر مركبی می شوند و از میان ابرها عبور خواهند كرد آنها نمی فهمیدند؛ یعنی چه ! البته باید این احتمال بر ابر سوار شدن را نیز در نظر داشت.« آقا از همه چیز بدم مىآید، فقط شما را دوست دارم، شما بوى خوبى مىدهید، امامم! چند وقت پیش شنیدم كه جوانى خواب شما را دید، در خواب به او فرموده بودید اگر جوانان شیعه به اندازهاى كه تشنه یك لیوان آب خوردن هستند، خواستار من باشند و براى ظهورم دعا كنند، ظهورم قطعى است ». پس همه این دعاها به اندازه یك لیوان آب خوردن نیست. « آقا امام زمان! مىخواهم بدانم كى ظهور مىكنى كه ما شیعیان همه دست جمعى مدینه برویم كنار قبرستان بقیع و قبر گمشده مادرت زهرا(س) را پیدا كنیم و همه شیعیان آستین بالا بزنیم و آجر برداریم و یك ضریحى بسازیم و به دور آن ضریح چرخ بزنیم و تكرار كنیم... . » این حاصل این كارِ ما شد. فكر مىكند امام زمان (نعوذبالله) بیاید یك بیل و فرغونى دست اینها مىدهد. اعتقاد به شخصى كه شما مىگویید « وبوجوده ثبتت الأرض و السماء »، « و بیمنه رزق الوری » ؛ «شنیدهام شما در جمكران در قم هر شب چهارشنبه مىآیید ولى چند سال پیش به همراه پدرم به آنجا آمدم شما را ندیدم ». الآن همه اینها در بازار موجود است. بحث جزیره خضرا مفصّل است و فرصت نیست وارد آن شوم. مىدانید كه تناقضات فراوانى در آن هست. ادعاى تحریف قرآن یكى از بحثهایى است كه آنجا مطرح است كه مستحضرید قاطبه علماى بزرگ شیعه این ادعا را رد مىكنند؛ اگر چه مخالفینی هم دارند، ولى در آنجا مطرح است و مشكلات دیگرى كه به وقت خودش واگذار مىكنیم. اینها از آن داستان و قصه به زبان امروزى گرته بردارى كردند، با تیراژ بالا و تكرار چاپ فراوان كه مراجعه كنید به نقدهایى كه در این زمینه نوشته شده است.
بحث مهدویت بلافاصله بعد از این كه پیامبر اعلام كردند و ذهن جامعه را نسبت به این مسأله متوجه كردند، رواج پیدا كرد. به وجود آمدن مدعیان مهدویت مثل كیسانیه، دلالت دارد كه این فكر در جامعه بوده است. اگر نبود، كسى ادعایى نمىكرد. انحرافات در بحث مهدویت از حدود قرن ششم و هفتم هجری آغاز شده كه داستانهایی را ساختند و مسأسفانه بعضى از بزرگان مانند علامه مجلسى وارد كتابهای خودشان كردند؛ هر چند تذكر مىدهد كه چون این را در جاى متقن و محكمی ندیدهام این را در یك قسمت خاصى قرار دادهام.
در بعضى از اینها گفته شده، در عصر ظهور - در مرحله تثبیت آن حضرت آن قدر عمر مىكند كه هزار پسر به دنیا مىآید بدون این كه یك دختر در بینشان باشد! این به چه معناست، نمىدانیم ! اگر هزار پسر بیاید كه یك دختر هم نباشد، اینها وقتى سنشان بالا مىآید با چه كسى ازدواج مىكنند؟ تصورش مشكل است. جلوى این روایات را بزرگان ما نگرفتهاند كه امروز محمود حمش 5 آن كتاب را مىنویسد و تمام این روایات را مشكلدار مىكند؛ مشكل هم دارند واقعاً . یعنی قبل از این كه دیگران بیایند گوهر اساسى ما را با این مطالب تحت الشعاع قرار بدهند باید خودمان فكر كنیم.
مسئله دیگر این است كه مطرح مىشود در عصر ظهور، گرگ و میش با هم زندگى مىكنند! و ما این را براى كودكان كتاب كردیم. آیا ماهیت گرگ متحول مىشود؟ گرگى كه علف بخورد گرگ است؟! چه جوابى داریم؟ دچار این تعارضات مىشویم. من ریشهیابى كردم این گرگ و میش از كجا آمده است، دیدم یك كتاب بیشتر این مطلب را نیاورده است. 6 عقبتر رفتم كه ببینم جاى دیگرى هست یا نه؟ فرازى از تورات اشاره به این مطلب دارد. ائمه ما این مطالب را نفرمودند، ولی این وارد كتاب ما شده و از آن جا هم به بحارالأنوار منتقل شده است. بحاررا خواندم، داستان جالبى بود، داستان كودكانه نوشتیم براى عصر ظهور؛ پایین داستان هم نتیجه گرفتیم كه صدایى از طرف كعبه آمد و بعد همه چیز امن شد؛ یعنى گرگ كنار گوسفند آمد.
اینها را كنار هم بگذارید مىبینید طغیان مخالفین نسبت به این بحثها خیلى نابجا نیست. چرا باید اینها باشد؟ در بحث جزیره خضراء آمده بین شهرهایى كه مسافر حركت مىكند، مىگوید: بین هركدامشان ده شبانه روز راه طى كردم. با خودم گفتم اگر یك روز كسی با مركب چهل كیلومتر راه برود، ۴۰۰ كیلومتر مىشود، اگر ده شهر باشد، ۴۰۰۰ كیلومتر مىشود؛ كجاى این كره زمین مىشود ۴ هزار كیلومتر مسافت باشد؟! بعد اوصاف این جزیره را مىگوید سرسبز و ... ، سپس مىگوید امام زمان باید بچههایش را در یك جایى از بلایا حفظ كند و راهی جز این نیست كه در این جزیره مىآورد. این جا ماهواره نفوذ نمیكند و اینترنت هم نیست كه رواج فساد بكند . نتیجه این كه همه اهل نماز مىشوند و ما مىمانیم بین این همه سمومات كه باید دینمان را حفظ كنیم. اینها تناقضاتى است كه وقتی یك جوان مىخواند درگیر مىشود؛ لذا با اصل مهدویت مشكل پیدا مىكند.
حضرت فرمود: اگر مردم زیباییهاى كلام ما را مىدانستند قطعاً از ما پیروى مىكردند. و الآن زیباییهای ما را نمىدانند؛ چرا؟ چون اینها را در لایههایى از خرافات قرار دادهایم. امام زمان كه ظهور مىكند می گویند « یأتی بدینٍ جدید»؛ كه در تفسیرش گفتهاند: آنقدر گوهرهاى دین با پیرایهها مخفى شده كه وقتى حضرت مىآید و این گوهر را به نمایش مىگذارد همه مىگویند جدید است. بخشى از اینها به دلسوزىهای نابجای بعضىها برمىگردد. براى این كه مردم را به اصل مهدویت ترغیب بكنند ، بدعتهایى گذاشتهاند كه بعید مىدانم مقبول و مرضی حضرت باشد.
مىگوید وقتی در آستانه جزیره قرار گرفتم، «مىخواستم وارد این جزیره بشوم همهاش صخره بود، نمىشد بالا بروم، نگاه كردم، دیدم مار، 7 سرش را براى آب خوردن داخل اقیانوس كرد، یك عقربى به اندازه خرگوش، روى سر این اژدها آمد و نیشى زد، هوا گرم بود، گوشتهاى این مار یا اژدها وارد دریا شد، اسكلتش ماند و نردبان شد و من رد شدم و رفتم بالا.» این بخشى از این كار مىشود و مىگوید من از اسكلت ها بهعنوان پله استفاده كردم و بعد توصیف مىكند: «...آقا آنجا زندگى مىكرد.» اگر كسى بخواند مىگوید ما این همه سختى كشیدهایم، كشته دادهایم، آقا براى خودش جایى درست كرده است كه راحت و بیدغدغه زندگى كند.
در مورد ازدواج حضرت مىگوید: «مسلماً یكى از سنن پیامبر اكرم(ص) ازدواج است، امام زمان از چنین مسئلهاى هیچ وقت نمىگذرد، به علاوه ما فكر نمىكنیم ازدواج و عمل زناشویى كار كثیفى است كه ائمه و انبیا نمىكنند، خیر ؛ غریزه جنسى یكى از قواى بدنى است كه هر چه یك انسان كاملتر باشد این نیرو در او قوىتر است. همانطور كه ما مىگوییم چشم پیامبر خیلی پر نور بود و احتیاج به عینك نداشت، گوشش احتیاج به سمعك نداشت، نیروى جنسى ائمه و انبیا از سایرین قوىتر بوده است كه روایت هم دارد. بنابراین، حضرت ولى عصر حتماً ازدواج كرده است. اگر بگوییم كه آن حضرت عقیم بودهاند، این نقص است و یكى از امراض، كه مسلماً حضرت ولى عصر در این جهت نقص ندارد. بنابراین، حضرت ولىعصر هم همسر و هم فرزند دارد.»
وقتى چنین تفكرى آمد ، شما مىگویید ازدواج كرده، نیرویش هم زیاد است. حضرت اگر هر سى سال تجدید فراش كند، یا اگر هر دو سال یك بچه بیاورد حدود ۵۰۰ سال از غیبت كبرى آن موقع گذشته بود؛ چه كار كنیم؟ طرف ناچار مىشود جزیرهاى در ذهنش خلق كند كه به اصطلاح دروغى را كه گفت، درست كند. لذا جزیرهاى را درست مىكند و دور آن حصارى مىگذارد كه كسى نمىتواند وارد آنجا شود. در ادامه مىگوید: «بنابراین، حضرت صاحبالزمان هم همسر و هم فرزند دارد. حالا در مدت ۱۱۵۰ طبعاً هیچ زنى این اندازه سن نداشته كه با آن حضرت باشد، پس زنهاى متعددى گرفتند. در یك زمان ممكن است چند زن نداشته باشند؛ چون اجتماع امروز ما نمىپسندد، ولی به هر حال هر زنى كه مىمرده، ایشان زن دیگرى را انتخاب مىكردند و به اندازه رفع كراهت. با این حساب وقتى تنها از امام سجاد(ع) تا امروز ۸۰ میلیون سید بر روى زمین باشد، بعید نیست كه امام عصر داراى یك میلیون، حالا یك میلیون نباشد صدهزار فرزند هست، مىگویید پس كو؟ مىگویم: اینطورى بوده، این معناى غیبت است. اگر مسئله جزیره خضرا درست باشد كه آنجا هستند و كجا ندارد، برو و ببین. اگر درست نباشد كه من در كتاب « مصلح عینی » دو راه شرح دادهام، یكى به خاطر این كه بر هر كسى واجب است كه فرزندش را از فساد حفظ كند؛ پس حضرت ولىعصر، فرزندانش را از فساد حفظ مىكند و در جزیرهاى كه انتخاب كرده قرار داده و نگذاشتهاند در آنجا فساد نفوذ كند و آنها را از فساد محافظت كرده كه این نظر خیلى قوى نیست و حتمی نمی باشد و احتمال این كه یك جریان كه از نظر خودم قوىتر است این است كه امام عصر در هر زمانى محلى را انتخاب مىكنند كه وجودشان مؤثر باشد، بدون این كه او را بشناسند كه ایشان امام عصر است. در تهران اگر كسى بیاید و بخواهد زندگى كند مىپرسند تو پسر كه هستى ؟ مىگوید: نام پدرم حسن است. مدتى هم آنجا حضرت زندگى مىكنند و...». این قطرهاى از دریاى كتابهایى است كه روز به روز وارد جامعه مىشود و مسئولیت آن با بنده و حضرتعالى است كه ببینیم در حد توانمان نسبت به اینها چه كار مىتوانیم بكنیم.
پرسش و پاسخ
مسئله رؤیت، بیشتر در كتابهای قدیمى مطرح است. بعد به كتابهاى امروزى منتقل شده و این فرهنگ را براى ما درست كرده است. این كتابها را بزرگان ما نوشتهاند. نمی توان با آن ها طرف شد. در مقابل این مشكل باید چه كار كنیم؟
استاد سلیمیان: به نكته بسیار مهمى اشاره كردید. جوابش هم مجال بیشترى مىطلبد. ما كتاب نجم الثاقب و غیبت نعمانیه را در بحث مهدویت داریم كه به هیچ وجه به بحث ملاقات نپرداخته. ابن ابى زینب، یكى از اركان كسانى است كه در بحث مهدویت كتاب نوشته و اگر امروزه ادعا كنیم بحث روایى مهدویت روى سه - چهار پایه است یكى از اینها كتاب الغیبه ابن ابى زینب است كه در آنجا هیچ بحث ملاقات نداریم. در بعضى از كتابها مثل كمال الدین صدوق اشاراتى به این ملاقاتها داریم. طبیعى است به خاطر این كه بحث ملاقات با رفع مشكلات مردم آمیخته شده، البته نمىگویم بحث ملاقات معلول چنین ذهنیتى است، اما با این قضیه آمیختگی دارد، این آهسته، آهسته ترویج پیدا كرد و بحثى تحت عنوان ملاقات وارد شد.
در مورد ادعاى ملاقات، روایات فراوان داریم كه مدعیان ملاقات یا حداقل مدعیان مشاهده را تكذیب كنید كه در توقیع شریفی كه به نام آخرین نایب حضرت شرف صدور یافت، آنجا ذكر شده است. در توجیه ملاقاتهاى موثق و مطمئنى كه بعداً اتفاق افتاده است گفتند همراه با ادعاى نیابت باشد. این را مىپذیریم. اما این كه بزرگان نقل كردهاند، در بسیارى از كتابهاى بزرگان، شما آن فضایل قرائت سورهها را دارید كه به تشخیص خودشان ـ نمىگوییم دروغ ـ حسن ظنى كه به افراد داشتند وقتى اتفاقاتى را نقل مىكردند كه جنبه مباحثى را نداشته كه كاملاً مورد دقت و بررسى قرار بگیرد، اینها را هم نقل مىكردند. طبیعى است وقتى كسى حادثهاى برایش رخ مىداده پیش بزرگى مىگفته، این هم به او اعتماد داشته، اما چگونگى دریافت آن مشخص نیست؛ عالم رؤیا بوده یا مكاشفه. به نظرم به خاطر حسنظنى بوده كه نسبت به آن انسانها داشتند؛ یكى هم وضعیت جامعه نسبت به بحث مهدویت بوده. كما این كه بعضى از این جریانها را واقعاً مشكلدار مىدانیم؛ از جمله بحث جزیره خضرا. علامه مجلسى كه این را نقل مىكند، آنجا تصریح مىكند كه به خاطر این كه در كتاب معتبر و مطمئنى نیافتم این را در بخش ویژهاى قرار دادهام. صرف این كه ایشان در كتابش آورد نمىتوانیم بگوییم كه مورد پذیرش ایشان بوده یا حتى قابل دفاع است. بزرگان هم ممكن است دچار اشتباهى بشوند و نقلى كرده باشند و بعد هم به این نتیجه رسیده باشند كه این نقل ملاقات درست نبوده، ولى دیگر فرصت از دست رفته است و به این نحو امروزى نبوده كه كتابى استنساخ میشد، پاكسازى شود.
دكتر صفری: در كتاب های مختلفی مىخوانیم كه براى سلامتى امام زمان باید صدقه بدهیم، در حالى كه امام زمانى كه ما تصور مىكنیم این است كه دشمنانش به او دسترسى ندارند. پس این صدقههایى كه مىدهیم براى چیست؟
استاد سلیمیان: در مورد این كه هیچ گزندى به حضرت مهدى نمىرسد، این را قبول ندارم. یكى از حكمتهاى غیبت، ترس از كشته شدن است. حضرت مىداند حكومت عدل جهانى به دست ایشان تشكیل مىشود و بایستى صیانت نفس داشته باشد، برخلاف ائمه دیگر كه مىدانستند امام بعدى مىآید و راه را ادامه مىدهد. بنابراین، نمىشود پذیرفت كه حضرت از جمیع بلایا مصون باشند. اگر هم این را بپذیریم كه حضرت از جمیع بلایا مصون هستند، پذیرش آن محل تردید است؛ وقتى نسبت به كسى هدیهاى مىبریم یا احسان و یا اظهار محبتى مىكنیم، لزوماً این طور نیست كه او نیاز داشته باشد. كتابى را كه به كسى هدیه میدهیم، او ممكن است ده تا از آن كتاب را در كتابخانهاش داشته باشد. نفس كار بیانگر محبت و عشق به آن حضرت است. بنابر این ، صدقهاى كه براى آن حضرت مىدهیم، اولاً رفع بلا مىكند،( با آن فرض اوّلی كه عرض كردم). ثانیاً نشانگر علاقه و محبت ما نسبت به حضرت است. ثالثاً اگر واقعاً از روى اخلاص باشد ثوابى دارد و آن اینكه حداقل این ثواب هدیه مىشود به خود آن حضرت.
سؤال: شما مىگویید امام زمان گزندى نمیبیند. آیا میتوانیم صدقه بدهیم و بگوییم: خدایا! صدقه می دهیم تا این كه گزندی به امام زمان نرسد؟
استاد سلیمیان: به این طول و تفصیل نگویید، چون ممكن است پشیمان شوید از این كه این صدقه را می دهید. بلكه بگویید خدایا! من این صدقه را مىدهم؛ شما هر كارى خواستى در مورد حضرت با آن بكن.
این را هم بپذیرید كه در حكمت غیبت، هم ائمه و هم خود حضرت فرمودند: یكی از علتهای غیبت این بود: «و یخاف القتل». بعد حضرت امام صادق(ع) دست به گردن مباركشان كشیدند؛ یعنى حضرت مهدی(ع) از مرگ مىترسد و پشت پرده غیبت مىرود، البته حكمتهاى دیگرى گفته شده. اساسىترین حكمت در روایات «سرالله» بیان شده. این ها همه علل غیبت است. بنابراین ، امكان این كه سوءقصدى به حضرت بشود وجود دارد و منتفی نیست.
من شنیدهام زنی یهودى امام زمان(ع) را مىكشد؟
استاد سلیمیان: این روایت مشكل دارد. دین در عصر ظهور، دین واحدى خواهد بود. در عصر ظهور، یهودى و مسیحى وجود ندارد.
بزرگان ما روایتى مطرح مىكنند و حول آن یكساعت حرف مىزنند. بعد مىبینیم آن روایت مشكل دارد. روایتى داریم كه علم ۲۷ حرف است و دو حرف آن را جمیع انبیا مىآورند و ۲۵ حرف دیگر در عصر ظهور آشكار مىشود. تحت تأثیر این روایت، موضوع تكنولوژى را وارد عصر مهدویت كردیم. در كل كتابهاى روایى كه داریم8، اولین كتابى كه این حدیث را مطرح كرده است كتاب الخرائج و الجرائد است كه در قرن ششم تدوین شده است. قبل از آن هیچ ردپایى از این روایت نمىبینیم. بعد كتاب منتخب البنار... از همین كتاب نقل كرده و بعد بحارالأنوار از یكى از این دو كتاب نقل كرده است. مراحل ظهور را خوب تصویر میكنند. حضرت یك ظهور دارد كه مدتى طول مىكشد و یاران و امكاناتش جمع مىشوند. همچنین آن حضرت یك قیام دارد. روایت یك جا مىگوید «یظهر»، یكجا مىگوید «یقوم»، و اینها با هم فرق مىكند؛ یعنى مرحله ظهور حضرت ویژگىهاى خودش را دارد، مرحله قیام هم خصوصیات خودش را. اینها را تفكیك نكردیم، با هم مخلوط كردیم... الآن ممكن است بگویید در عصر ظهور امكان دارد مسیحى باشد. مسیحىِ عصر ظهور پیرو كدام مسیح است؟ مسیحى حقیقى در بیتالمقدس نازل مىشود و به حضرت مهدى اقتدا مىكند. حضرت مسیح، بدون اعجاز، خودش را به مسیحىها معرفى نمىكند، قطعاً یك دلیل، برهان و حجتى میخواهد كه یك مسیحى بپذیرد این مسیحى است. وقتى با حجت آمد و بر مسیحى روشن شد كه این همان عیسىابن مریم است، و مىبیند كه او به امام زمان اقتدا كرد، این دو حالت دارد: ۱. سریع وضو مىگیرد و اقتدا مىكند كه دیگر مسیحى نیست؛ ۲. مىگوید او عیسىبن مریم است كه به امام دوازدهم شیعیان اقتدا كرده، ولی ما نمىپذیریم. چنین فردی مسیحى نیست، بلكه معاند است.
در روایات یا در بحثهاى مهدویت مىگوییم حضرت كمترین ظلم را بر نمىتابد، یعنى اگر یك سیلى به دوستتان بزنید باید پاسخگو باشید. پیامبر مأمور به ظاهر و مداراى با مردم بود، مأمور نبود این اتفاق عظیم را رهبرى كند؛ ولى حضرت مهدى مأمور است. تنها امامى كه مأمور به باطن است حضرت مهدى است. حضرت داوود مختصرى مأمور به باطن بود، اما حضرت مهدى واقعاً مأمور به باطن است؛ چون لازمه حكومت جهانى فرد این است كه از باطن امور خبر داشته باشد.
یكى از مباحثى كه مطرح است دررابطه با روایاتى است كه راجع به آقا مطرح مىكند ولى تحلیل آن با توجه به روایات دیگر است، این حائز اهمیت است. دربحث زمان و مكان و دیگر مباحث كه راجع به امام زمان مطرح مىشود، روایات دیگر هست كه تحلیل مىكند، و انسان را به اشتباه مىاندازد و انسان را دچار افراط و تفریط می كند.
استاد سلیمیان: اگر قرار شد در بحث مهدویت كار كنیم، نسبت به بحث مهدویت جامع نگر باشیم؛ یعنى اگر خواستیم سیره حكومتى حضرت را بررسى كنیم، یكدسته از روایات مىگوید سیره آن حضرت، سیره نبوى است. یعنی وجه تشابه سیره حضرت با پیامبر را بیان كرده و مىگوید هر آنچه قبل بود ـ به جز استثنائاتى ـ در هم ریخته و از نو بنایى ساخته میشود. همچنین روایت می گوید سیره حضرت مهدى، خلاف سیره على(ع) است! شما با تعجب مىگویید: حضرت مهدى فرزند حضرت على خلافِ سیره علوى عمل می كند؟ روایت توضیح مىدهد كه على(ع) مىدانست كه بعد از او دشمنانش بر زمام امور سیطره پیدا مىكنند و شیعیانش را اذیت و آزار مىكنند؛ ولی با آنان مدارا مىكرد؛ اما چون حضرت مهدى مىداند بعدى وجود نخواهد داشت، به هیچ وجه مماشات نمىكند و حكم الهى را اجرا مىكند.
بنابراین، در بخش مهدویت باید جامعنگر باشیم. یعنى اگر نشانههاى ظهور را بررسى مىكنیم، حداقل روایاتى كه قابل دسترسى است همهاش را ببینیم.
آیا با توجه به روایات موجود، با توجه به مباحث سندی و رجالی می توان به ولادت آن حضرت یقین پیدا كرد؟
استاد سلیمیان: در بحث ولادت حضرت به دو دلیل متوسل مىشویم: یكى، شواهد تاریخى كه این رخداد را بیان كردهاند و دلیل دیگر، روایات است.
در مورد ولادت ، تنها كسانى كه مىتوانند رخداد ولادت را براى دیگران نقل كنند خانمها هستند. بنابراین، سند راویان ولادت حضرت عمدتاً خانمها هستند كه از برجستهترین آنان حكیمه خاتون9 است.
در بخش روایات نیز روایات قابل اثبات و محكمى داریم. این جواب قطعاً مثبت است؛ اگر چه به طول و تفصیل باید بحث كرد. به طور قاطع مىتوان گفت این رخداد هم از نظر روایی و هم از نظر شواهد تاریخی اتفاق افتاده است، حتى بزرگانی از اهلسنت آن را قبول دارند. اما این كه آن مهدى است كه در كلام پیامبر وعده او داده شده است، یك بحث مفصلى را مىطلبد.
استاد سلیمیان: در مورد طول عمر حضرت، دلایل فراوانى ذكر كردهاند. اصل بر حیات است، مگر این كه مانع، جلو حیات را بگیرد و به موت منتهى شود. این از نظر علم پزشكى هم ثابت شده است. وقتى شما قبول كردید حضرت به دنیا آمد، درطول غیبت صغرى هم حیاتش را ادامه داد، از طرفی دلیلى هم بر مرگش ندارید، پس بایستى بپذیرید كه حیات او همچنان ادامه داشته است. علاوه بر این، روایات فراوانى هست كه وعده داده شده كه از دنیا نخواهد رفت مگر این كه حكومت فراگیر و جهانى را اقامه كند و ما هیچ جای دنیا و تاریخ سراغ نداریم چنین اتفاقى افتاده باشد. بنابراین، حضرت مهدی(عج) زنده است.
علاوه بر آن، روایاتى در این زمینه داریم؛ حتى از پیامبراكرم(ص) كه براى آن حضرت دو غیبت بیان كردهاند: غیبت كوتاه مدت و غیبت بلند مدت. این روایات ما را به این سمت می كشاند كه اگر بپذیریم آن ۷۴ سال تا پایان غیبت صغری ایشان حتماً زنده بود، دلیلی بر مرگش هم بعداً نیست و حتماً بایستی حیاتشان ادامه داشته باشد.
دكتر صفری: راجع به این مطلب توضیحی بدهم. ما اصل وجود امام زمان را با چه روشی اثبات می كنیم؟ با روش تاریخی ممكن است دچار مشكل بشویم؛ چون درباره غیبت آن حضرت، حضور گسترده در اجتماع را نداریم. با روش روایی می توانیم ثابت كنیم كه حضرت در دوره غیبت صغری وجود داشته و متولد شده است؛ هیچ روایتی هم نداریم كه بر فوت آن حضرت دلالت بكند. بنابراین، با همان روشی كه اصل وجود حضرت را ثابت كردیم با همان روش امتداد عمر آن حضرت را هم بررسی می كنیم و غیر از این راه دیگری نداریم.
آیا حضرت مهدى با شمشیر میجنگد یا از سلاحهای روز استفاده میكند؟
استاد سلیمیان: بعضى از مسائل به صورت احتمال از روایات به دست مىآید. بعضى از روایات إشعار بر این دارد كه حضرت مهدی با شمشیر ظهور مىكند. ممكن است بگویید چطور ممكن است در مقابل این همه فناورى جدید ، حضرت بتواند چنین كارى را انجام بدهد؟ جواب آن خیلی مفصّل است. شما وقتى ذوالفقار را بررسى كنید، تعدادى از ائمه مىفرمایند سلاح على(ع) بوده، بعضى روایات دارند كه از آسمان آمده، بعضى روایات مىگوید در یكى از جنگها به دست پیامبر افتاد كه به حضرت على(ع) هدیه داد و دست به دست مىدهیم تا به حضرت مهدى(عج) برسد و با آن قیام كند. عدهاى نیز جدیداً براى فرار از این سؤال كه چطور ممكن است حضرت با این سلاح در مقابل این همه تسلیحات پیشرفته بجنگد، شمشیر را به سلاح كلالزمان معنا كردهاند. گفتند در زمان پیامبر سلاحی بود كه به آن سیف میگفتند؛ در زمان حضرت نیز سلاحی وجود دارد كه با آن قیام خواهد كرد. در روایات صراحتى در این معنا نداریم. احتمال دارد تسلیحات در زمان ظهور آن حضرت از بین برود. قوام سپاه نیز به فرمانده است. اگر سربازی هم نباشد كه با این اسلحه شلیك كند این تسلیحات به هیچ دردی نمیخورد. علاوه بر این فراموش نكنیم حضرت مهدى(عج) ذرهاى ظلم نخواهد كرد و لازمه این سلاحهای پیشرفته ظلم است. لازمهاش آسیب به طبیعت و موجودات است، بعید مىدانم كه حضرت از سلاحهایى استفاده كند كه لازمهاش ظلم است. به امدادهاى غیبى زمان ظهور در روایات مراجعه كنید. جبرئیل اولین كسى است كه با حضرت بیعت مىكند. ملائكهاى كه در جنگ بدر پیامبر را یارى كردند، نازل میشوند و با حضرت بیعت مىكنند. طبیعی است كه اینها امدادهاى غیبى است.
دكتر صفری: آیا شما از روشهاى تاریخى در مؤسسهتان استفاده كردهاید كه روایات را از نظر تاریخى دستهبندى كنید؟ یعنی در قرن ۴ چقدر روایت داریم و یك منحنی بكشید كه نشان دهد این روایات چقدر در حال اضافه شدن است؟ آیا چنین كاری شده یا نه؟
استاد سلیمیان: همانطور كه عرض كردم ما كل روایات ده قرن اول را جمع كردهایم. ترتیب زمانى هم مشخصاً از كتابهایى مانند غیبت نعمانى، غیبت طوسى، كمال الدین و كتب اربعه و امثال اینها بود. این كار به نظرم مربوط به بحث رجالى احادیث مىشود كه به زودى ضمیمه كار خواهد شد.
نكته بسیار خوبى فرمودید. یعنی روایاتی كه فرضاً سابقه نداشته؛ مثل این دو روایت كه اخیراً عرض كردم. وقتی سابقه این روایات را بررسی میكنیم، آخرین كتابى كه میبینیم نقل كرده، مىبیینم مال قرن ششم است. این كار بسیار خوبى است و دنبال آن هستیم كه از این نحو كارهاى علمى كه روی روایات انجام می شود، استفاده كنیم. نهایتاً به این نتیجه مىرسیم كه بعضى از روایات كه زاییده افكار انسانها بوده و وارد جامعه روایى ما شده، باید حتماً تصفیه شود. این كه تا قرن ششم روایتى نبوده و یك دفعه ظاهر شده، این دلیل بر نفى روایت نخواهد بود. ممكن است كسى كه در قرن ششم بوده از یك طریقى در یك سلسله كتابهایى این را دیده و ثبت كرده و آن كتابها به دست ما نرسیده است.
دكتر صفری: چون وقت نیست فقط سؤالات را می خوانم :
۱ . مظنّه مهدویت چگونه با جهانی سازی می سازد؟
۲ . لطفاً یك نماد كلی و مختصر به ما بدهید كه ما امام زمان(عج) را چگونه تصور كنیم؛ با خانواده یا تنها؟ اصلاً زندگی ایشان چطور است؛ مثل ما انسان ها یا غیر از آنچه ما فكر میكنیم؟
۳ . آیا غیبت آقا را خدا خواسته یا خود آقا؟ اگر خدا خواسته باشد یكی از علتهایی كه باعث غیبت بوده، ترس از كشته شدن است. این علت چه ربطی به آقا دارد؛ چون خدا خواسته كه ایشان در غیبت به سر ببرند.
۴ . نظر شما درباره ملاقات چیست؟ آیا شما میخواهید ملاقات مردم با امام زمان را انكار كنید؟ آیا مردم نمی توانند با امامشان ملاقات كنند؟
استاد سلیمیان: بحث ملاقات، بحث بسیار ظریفی است. ملاقاتهایی كه به قراین قطعی (قراینی كه مربوط به فرد، زمان ملاقات، مكان ملاقات، ویژگیهایی كه از امام طرح كرده و ...) حاصل شده، تكذیب نكنید؛ ولی قبول هم نكنید. مثل این كه گفتهاند دروغ گفتن حرام است اما راست گفتن كه واجب نیست. شما در خیلی جاها سكوت میكنید. به نظرم ۹۵% ملاقاتها خیال پردازی است و سیدی را به فرض دیده، خیال كرده امام زمان ( عج ) است.
www.qomicis.com